دانلود رمان تیدا زاده نور یا تاریکی
دانلود رمان عشق توت فرنگی نیست
رمان عشق توت فرنگی نیست مریم عباس زاده
دانلود رمان پیش مرگ ارباب
نگاهی به رمان های مه تیک
دانلود رمان تن ها
1 ماه پیش منتشر شده 7629 بازدید
دانلود رمان تن ها
دانلود رمان جای این قلب خالیست
4 ماه پیش منتشر شده 31161 بازدید
دانلود رمان جای این قلب خالیست
دانلود رمان منم اون مترسکی که
2 ماه پیش منتشر شده 7761 بازدید
دانلود رمان منم اون مترسکی که
رمان چت دروغ عشق
1 سال پیش منتشر شده 12075 بازدید
رمان چت دروغ عشق
دانلود رمان سیاه بازی
2 ماه پیش منتشر شده 8589 بازدید
دانلود رمان سیاه بازی
رمان مرادوباره آغازکن
7 ماه پیش منتشر شده 4227 بازدید
رمان مرادوباره آغازکن
دانلود رمان الهه ی انتقام
6 ماه پیش منتشر شده 7929 بازدید
دانلود رمان الهه ی انتقام
دانلود رمان زنده ی جاوید
3 ماه پیش منتشر شده 3492 بازدید
دانلود رمان زنده ی جاوید
رمان خالکوبی
1 سال پیش منتشر شده 7392894 بازدید
رمان خالکوبی
eshgam.ra.nadide.nagir.mahtik.ir.cover
10 ماه پیش منتشر شده 4206 بازدید
رمان عشقم را نادیده نگیر
دانلود رمان تا تلاقی خطوط موازی
خلاصه داستان :
اپیزود اول ؛بهار ،هفت سال پیش مرتکب خطایی میشود.خطایی که دو دوست نوجوانی اش هم در آن دخیل هستند.خطایی که جـــبرانی ندارد.خطایی که یک خط بطلان روی تمام آینده و آرزوهای بهار میکشد. اپیزود دوم ؛بهار از دوستانش جدا میشود و سعی میکند گذشته را فراموش کند.تا حدودی هم موفق میشود.زندگی خودش را دارد.روزمرگی هایش را .مثل یک "دختر" عادی. اپیزود سوم ؛ماه همیشه پشت ابر نمیماند!با ورود سرگرد سید امیر احسان حسینی به زندگی بهار؛همه چیز بهم میریزد....نمیدانم؟!شاید هم برعکس،همه چیز مرتب میشود...
ادامه مطلب
دانلود رمان هیچکی مثل تو نبود
خلاصه داستان :
آنا مفخم تک دختر خانواده مفخم کارشناس ارشد معماریه. بی کار و جویای کار. یه دختر شاد و سر زنده که با جدیت سعی میکنه مطابق میل پدرو مادرش رفتار کنه و اونها رو راضی نگه داره. اما چون اعتقادات و نظرات خانواده اش گاهی با اون یکی نیستن مجبوره زیر زیرکی کارهای خودشم بکنه. تلاش اصلیش اینه که به گفته مادرش خانم باشه و چقدر سخته خانم بودن با توجه به داشتن کودک درون فعال و کمی بی حواسی. در هر تلاش آنا برای خانم بودن باعث میشه که مدام سوتی بده و صحنه های جالبی ایجاد کنه ...

سلام دوستان عزیز مه تیکی،رمان هیچکی مثل تو نبود نوشته خانم آرام رضایی رو براتون آماده کردم که درخواستی دوستان عزیز بوده و امیدوارم خوشتون بیاد… من تا تموم شدن امتحاناتم نیستم و همکارم هم این مدت وقت داشته باشن چند تا رمان آپ میکنن.

ادامه مطلب
دانلود رمان کفش قرمز
خلاصه داستان :
نمی خواد هنرپیشه بشه، نه انگیزه هست نه خواست قلبی، اما اگه عاشق آریو برزن باشی؟ مرد قلب دزدمون که هنرپیشه اس و پر از غرور؟ اگه این مرد قلب بشکنه و غرور له کنه و تپش قصه مون مرد بشه برای مقابله کردن حرفیه؟ اگه پدر دکترش مجبورش کنه به کنکور پزشکی دادن و اون تست هنرپیشگی بره برای ثابت کردن خودش به آریوبرزنی که قلب شکونده حرفیه؟
ادامه مطلب
دانلود رمان حصار تنهایی من
خلاصه داستان :
قصــه درمورد دختری به اسم آیناز که نه زیبایی افسانه ای داره که زبان زد خاص وعام باشه نه پول وثروتی که پسرا برای ازدواج با اون به صف باایستن....دختری با قیافه معمولی که تو همین جامعه زندگی میکنه....وبر خلاف تمام دخترا که عزیز کرده باباشون هستن این دختر نیست....باباش در کمال ناباوری ونامردی آیناز وجای بدهیش میده به طلبکارش...ومسیر زندگی این دختر از راهی باز میشه که هیچ وقت فکرش وهم نمی کرد...
ادامه مطلب
دانلود رمان فریاد های سوخته
خلاصه داستان :
داستان دختریست که برادرش در سنین نوزادی گم می شود و در مدتی که به دنبال برادرش میگردد اتفاقاتی برایش پیش می آید...
ادامه مطلب
دانلود رمان حقم نبود
خلاصه داستان :
داستان در مورد دختری به اسم پرنیانه...دختری که تو اوج لجبازی و خودخواهی نمیتونه نسبت به دیگران بی تفاوت باشه...با همه بدی ها و خوبی ها بازم اطرافیانش رو میبخشه و نمیذاره تا کینه ای تو قلبش بمونه... ولی... روزگار میخواد تا اونو امتحان کنه.... یه امتحان سخت... که شاید توش راه بخششی وجود نداشته باشه... امتحانی که قلب پرنیان رو به بازی میگیره... یه بازی بین عشق و نفرت... بین بخشش و تقاص... و این شروع اشکار شدن یه رازه... رازی قدیمی... و شاید برای فهمیدن این راز خوندن این رمان خالی از لطف نباشه...
ادامه مطلب
دانلود رمان شیطان کیست؟

سلام به مه تیکی های عزیز، رمان شیطان کیست؟ نوشته آمنه محمدی هریس رو براتون آماده کردم..این رمان یه رمان قدیمیه ولی چون دوستان درخواست کرده بودن آماده کردم و امیدوارم همگی خوشتون بیاد.

ادامه مطلب
دانلود رمان از کنار هم میگذریم
خلاصه داستان :
افکار منفی به ذهن پادنا هجوم آورد. برای اولین بار حس کرد در زندگیش هیچکاره است . حس کرد اضافیست شاید هم نخودی . قدیما وقتی با دختر همسایه هایشان بازی میکردند هستی با اصرار از او میخواست تا او هم بازی کند. و پادنا چشمکی به دوستانش میزد و میگفت " تو نخودی باش " نخودی یا اضافی ! پوزخند زد حالا او در خانه اش نخودی شده بود و هستی اینقدر سریع پیش میرفت که او را کنار زده بود و با زبان بی زبانی به او میگفت " پادنا تو نخودی باش " دیگر گوشه ای ایستادن و نگاه کردن را جایز ندانست . مداخله کرد : ـ چسب خوب نیست باید بگیری زیر آب . بیا صابر باید بریم اونور محکم بازوی صابر را به دست گرفت . در دلش احساس سنگینی و درد کرد .
ادامه مطلب
صفحه 1 از 601234567...2030...