مه تیک

دانلود رمان عاشقانه | دانلود رمان جدید

مطالب مربوط به موضوع : مه تیک

دانلود رمان شب سراب با لینک مستقیم

Download Roman Shabe Sarab – PDF

دانلود رایگان رمان شب سراب با موضوع رمان های عاشقانه با لینک مستقیم و فرمت pdf برای کامپیوتر و گوشی های اندروید و آیفون

ارائه شده توسط وبسایت دانلود رمان مه تیک

نام رمان : دانلود رمان شب سراب

نویسنده : ناهید. ا. پژواک

موضوع : عاشقانه

فرمت : پی دی اف

تعداد صفحات : ۴۰۰

خلاصه داستان شب سراب :

رحیم در عین فقر و نداری و یتیمی، شخصیتی کاملا مثبت دارد و به قول معروف سرش به کار خودش گرم است تا اینکه مادرش به وی پیشنهاد ازدواج می‌دهد و او این کار را خیالی بیش نمی‌داند، چرا که با وضعیت موجود آن‌ها جایی برای عروس نیست. پس رحیم تمام فکرش کار و پیشرفت در حرفه نجاری می‌باشد تا این‌که اولین برخورد میان او و محبوبه پیش می‌آید. (بیشتر…)

0 نظر

دانلود رمان شازده کوچولو با لینک مستقیم

Download Roman Shazdeh Kuchulu – PDF

دانلود رایگان شازده کوچولو با موضوع رمان های درک معنای عشق و زندگی با لینک مستقیم و فرمت pdf برای کامپیوتر و گوشی های اندروید و آیفون

ارائه شده توسط وبسایت دانلود رمان مه تیک

نام رمان : دانلود رمان شازده کوچولو

نویسنده : آنتوان دوسنت اگزوپه ری

موضوع : درک معنای عشق و زندگی

فرمت : پی دی اف

تعداد صفحات : ۷۰۰

خلاصه داستان رمان دانلود رمان شازده کوچولو :

این کتاب پرفروش‌ترین کتاب تک مجلد جهان در تمام طول تاریخ می‌باشد. کتاب شازده کوچولو «خوانده شده‌ترین» و «ترجمه شده‌ترین» کتاب فرانسوی‌زبان جهان است. از این کتاب به طور متوسط سالی ۱ میلیون نسخه در جهان به فروش می‌رسد. این کتاب در سال ۲۰۰۷ نیز به عنوان کتاب سال فرانسه برگزیده شد.
در این داستان اگزوپری به شیوه‌ای سورئالیستی به بیان فلسفه خود از دوست داشتن و عشق و هستی می‌پردازد. او طی این داستان از دیدگاه یک کودک که از سیارکی به نام ب۶۱۲ آمده، پرسشگر سوالات بسیاری از آدم‌ها وکارهای آن‌ها است. این اثر به بیش از ۱۵۰ زبان مختلف ترجمه شده‌ و مجموع فروش آن به زبان‌های مختلف از دویست میلیون نسخه گذشته‌ است.

جهت مشاهده و دانلود رمان به ادامه مطلب مراجعه فرمایید. (بیشتر…)

0 نظر

دانلود رمان ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد با لینک مستقیم

Download Roman Veronika Tasmim migirad bemirad – PDF

دانلود رایگان رمانورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد با موضوع رمان های درک ژرفای تیرگی های وجود آدمی با لینک مستقیم و فرمت pdf برای کامپیوتر و گوشی های اندروید و آیفون

ارائه شده توسط وبسایت دانلود رمان مه تیک

نام رمان : دانلود رمان ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد

نویسنده : پائولو کوئیلو

موضوع : امید به زندگی

فرمت : پی دی اف

تعداد صفحات : ۷۰۰

خلاصه داستان ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد :

ورونیکا، دختر جوانی‌ که‌ به‌ دنبال‌ مرگ‌ رفته، زندگی‌ را می‌یابد. او نزدیک‌ یک‌ هفته‌ بین‌ زندگی‌ و مرگ‌ سرگردان‌ است، ولی‌ آگاهی‌اش‌ از مرگ‌ باعث‌ می‌شود شدیدتر زندگی‌ کند و کارهایی‌ را انجام‌ دهد که‌ پیش‌ از آن‌ هرگز نکرده‌ بود. ورونیکا به‌ آن‌ چه‌ ندارد می‌اندیشد و زندگی‌ خود را دوباره‌ ارزیابی‌ می‌کند.
به نظر می رسد که ورونیکا هرچه می خواهد دارد. شب ها برای تفریح بیرون می رود، با مردهای جذاب ملاقات می کند، اما شاد نیست. در زندگی اش چیزی کم است. برای همین است که صبح روز ۱۱ نوامبر سال ۱۹۹۷، تصمیم می گیرد بمیرد. با قرص دست به خودکشی می زند و هرچند خودکشی اش موفق نیست، دکتر به او می گوید که تا چند روز دیگر می میرد.

 

جهت مشاهده و دانلود رمان به ادامه مطلب مراجعه فرمایید. (بیشتر…)

0 نظر

دانلود رمان شیطان و دوشیزه پریم با لینک مستقیم

Download Roman Sheytan va dushizeh prim – PDF

دانلود رایگان رمانشیطان و دوشیزه پریم با موضوع رمان های درک ژرفای تیرگی های وجود آدمی با لینک مستقیم و فرمت pdf برای کامپیوتر و گوشی های اندروید و آیفون

ارائه شده توسط وبسایت دانلود رمان مه تیک

نام رمان :شیطان و دوشیزه پریم

نویسنده : پائولو کوئیلو

موضوع : درک ژرفای تیرگی های وجود آدمی

فرمت : پی دی اف

تعداد صفحات : ۷۰۰

خلاصه داستان شیطان و دوشیزه پریم:

یک غریبه به روستای دور افتاده ویسکوز می‌رسد، همراهش کوله پشتی حاوی یک دفتر ضخیم و یازده شمش طلا می‌باشد. او به دنبال پاسخ به یک سؤال است که او را عذاب می‌دهد: آیا انسانها، در اصل، خوب یا بد هستند؟ در خوشامدگویی به خارج از کشور مرموز، کل روستا به عنوان مفسر طرح پیچیده خود، که برای همیشه زندگی خود را نشان می‌دهد، می‌شود.

در دنیا دو مقوله «خیر» و «شر» وجود دارند که همیشه در تضاد هم قرار دارند. در این کتاب، به همین دو مقوله پرداخته شده که یک‌سوی آن خدای یگانه و سوی دیگر شیطان؛ قرار دارند.

جهت مشاهده و دانلود رمان به ادامه مطلب مراجعه فرمایید. (بیشتر…)

0 نظر

داستان کوتاه لعنتی

 

ارائه شده توسط وبسایت مه تیک

نام داستان: لعنتی…

نویسنده : #بهناز_برازش

داستان:

تمام نامه هایش را پاره کردم…
کافی نبود…
عکس هایش را هم پاره کردم…
باز هم چیزی ته قلبم میسوخت…

رفتم سراغ هدیه هایی که برایم خریده بود…
ولی باز هم احساس کردم کافی نیست…

رفتم سراغ خاطراتمان…
یکی یکی از توی سرم کشیدمشان بیرون و پاره شان کردم…

دیدم باز هم حالم خوش نیست…
چیزی ته قلبم میسوخت…

دست آخر قلبم را هم کشیدم بیرون و پاره پاره اش کردم…
بعد نشستم وسط آن همه چیز پاره پاره و های های گریه کردم…

لعنتی… لعنتی…
باز هم حالم خوش نبود… باز هم کافی نبود…

 

با داستان های سراپا دروغ، در کنار ما باشید👇👇👇
KutuleHa@
http://mahtik.ir

 

0 نظر

داستان کوتاه گل عجیب

ارائه شده توسط وبسایت دانلود رمان مه تیک

نام داستان: گل عجیب…

نویسنده : بهناز برازش

موضوع : روابط عاشقانه و چالش ها

 

داستان:

با یک گل توی بغل ش آمد توی خانه…
روزهای اول زندگی مان بود…
خوشحال بودیم… شاد و خوشبخت…

از همان روزهای اولی که خیلی ها تجربه اش را دارند…
از همان روزهایی که انگار توی بهشت زندگی میکنی…
از همان روزهای خیلی خوب زندگی…

گل را گذاشت توی حیاط و صدایم زد…
رفتم کنارش ایستادم…
گفت: بیا کمک کن دو تایی با هم گل بکاریم… هر باغچه ای یک گل میخواهد… یک گل عجیب … یک گل متفاوت!!

به گل نگاه کردم… واقعا هم گل عجیبی بود… عجیب و متفاوت…
گل را دو تایی با دست خودمان کاشتیمش توی باغچه…

زمان گذشت… زمان به سرعت گذشت… روزهای اول آشنایی به سرعت گذشت…
بهار رفت… تابستان آمد…
تابستان رفت… پاییز آمد… زمستان آمد … بهار بعدی آمد…
آمد… آمد… گذشت… گذشت… زمان گذشت…

یک روز دیدم صدای داد و فریادش از حیاط می آید…
رفتم ببینم چه خبر شده… عصبانی بود… صورتش قرمز شده بود…
گفت: دیدی از گل مراقبت نکردی… ببین به چه روزی افتاده…

نگاهم به گل افتاد… خشک خشک شده بود…
گفتم: تقصیر خودت است… شب ها دیر می آمدی صبح ها زود میرفتی… قرار بود تو آبش بدهی… یک روز یاد می ماند… یک روز یادت میرفت…
شاکی شد و گفت: خودت را نمی گویی که فقط بلد بودی سرکوفت بزنی و غرغر کنی… قرار بود علف های هرز باغچه را بچینی… یک روز حوصله اش را داشتی… یک روز نداشتی…

او گفت… من گفتم…
من گفتم… او گفت…
دعوایمان بالا گرفت… زمستان شد… زمستان ماندگار شد… گل خشک چروکیده زیر برف زمستانی کمرش شکست و از بین رفت…

روزها گذشت… نمیدانم چند روز… وقتی همه ی روزها شبیه هم باشند، حسابش از دست آدم در می رود…

تا اینکه یک روز دوباره از توی حیاط صدایم زد… رفتم ببینم چکار دارد… گل به بغل ایستاده بود توی حیاط…
اشاره کرد به گل و گفت: فکرهایم را کردم… نه تقصیر تو بود… نه من… هر گلی یک عمری دارد… عمرش که تمام شود خشک می شود و میمیرد… مهم این است که یکی به جایش بکاریم… مهم این است که هر باغچه ای همیشه باید یک گل تویش باشد… یک گل عجیب و متفاوت…

گل رابا دست های خودمان کاشتیم… پرسیدم: اگر این یکی هم عمرش تمام شد و رفت، آن وقت چکار میکنیم؟
مکثی کرد… بعد لبخند زد و گفت: یک گل دیگر میکاریم… یک گل جدید…
.

با داستان های سراپا دروغ، در کنار ما باشید👇👇👇

KutuleHa@
http://mahtik.ir

لطفا برای اطلاع از تحلیل داستان به ادامه ی مطلب مراجعه کنید… (بیشتر…)

0 نظر

داستان کوتاه چاق پرخور

ارائه شده توسط وبسایت مه تیک

نام داستان: چاق پرخور…

نویسنده : بهناز برازش

داستان:

چاق شده بودم… شدیدا چاق شده بودم…
میخوردم… فقط میخوردم…

رفتم دکتر برایم رژیم نوشت… اما اولین کاری که بعد از خارج شدن از مطب کردم این بود که رژیم لاغری دکتر را خیلی با حوصله و وسواس تا کردم و خوردم…
وقتی از مطب دکتر رسیدم خانه، دیگر غروب شده بود…
چون هر بار که خواستم از در مترو بیرون بیایم و بروم سمت خانه… لای در گیر کردم…
این شد که مدام حرص خوردم… حسابی حرص خوردم…

وقتی امدم خانه، رفتم سر کمدم که لباس عوض کنم… لباس های سابقم را دیدم که چقدر اندازه و مناسب بودند…
همانجا بود که به حال زمان از دست رفته ام تا میتوانستم… تاسف خوردم…

شب موقع خواب خواستم توی رختخواب غلت بزنم، اما نتوانستم… خیلی چاق شده بودم…
همون موقع بود که حسابی ترسیدم…
ترسیدم برای همیشه همانطور چاق بمانم…
ترسم توی ذهنم خیلی دوام نیاورد…
چون همان موقع کشیدمش بیرون و خوردمش…

چاق شده بودم… از بس که میخوردم…

با داستان های سراپا دروغ، در کنار ما باشید👇👇👇
KutuleHa@
http://mahtik.ir

لطفا برای اطلاع از تحلیل داستان به ادامه ی مطلب مراجعه کنید… (بیشتر…)

0 نظر

داستان کوتاه همه ی احمق ها دوست داشتنی هستند

ارائه شده توسط وبسایت مه تیک

نام داستان: همه ی احمق ها دوست داشتنی هستند…

نویسنده : بهناز برازش

داستان:

پشه ها از من خوششان نمی آید… پشه های چاق گوشتی…
پروانه های کمر باریک هم همینطور…
چون من همه شان را میخورم…

اما ماهی های لاغر مردنی کف رودخانه نظرشان متفاوت است… چون وقتی شالاپی میپرم کف برکه… شن ها را جا به جا میکنم… ماهی ها از این کار من خیلی کیف میکنند…

مهم نیست حق با پشه ها و پروانه هاست، یا ماهی های لاغر مردنی کف برکه…
مهم این است که من فهمیده ام، همیشه نظر همه شان را یک جا نمیتوانم جلب کنم…

من یه وزغ چاق زیگیلی هستم… و هر چه که باشم خودم را دوست دارم…
این یکی، تنها چیزی است که به همه ی عالم می ارزد…

 

با داستان های سراپا دروغ، در کنار ما باشید👇👇👇
KutuleHa@
http://mahtik.ir

0 نظر

دانلود رمان بادبادک باز با لینک مستقیم

Download Roman badbadak baz – PDF

دانلود رایگان رمان بادبادک باز، رمان بادبادک باز رمانی است که پس از آن که شروع به خواندنش کردید دیگر نمی توانید کتاب را زمین بگذارید!! با لینک مستقیم و فرمت pdf برای کامپیوتر و گوشی های اندروید و آیفون

ارائه شده توسط وبسایت دانلود رمان مه تیک

نام رمان : بادبادک باز

نویسنده : خالد حسینی

موضوع : زندگی پر فراز و نشیب پسری افغان

فرمت : پی دی اف

تعداد صفحات : ۳۶۸

خلاصه داستان رمان بادبادک باز :

داستان از زبان امیر روایت می‌شود، امیر یک نویسندهٔ اهل افغانستان از تبار پشتون ساکن کالیفرنیا است که برای نجات یک بچه راهی افغانستان می‌شود؛ افغانستانی که در تحت حاکمیت طالبان است و یکی از سخت‌ترین دوران تاریخ چند هزار ساله‌اش را سپری می‌کند و به بهانهٔ این سفر به افغانستان امیر داستان زندگی‌اش را تعریف می‌کند.

روایت این رمان دوستی امیر با حسن است; امیر در سن ۱۲ سالگی به یار همیشگی خود حسن خیانت می‌کند و این گناه تا سال‌ها مانند یک استخوان در گلویش گیر مانده و حتی شادترین لحظات زندگی را برای او تیره و تار می‌کند. در سال ۱۹۷۹ با حمله روس‌ها به افغانستان امیر با پدرش (بابا) از افغانستان فراری می‌شوند، و تمام روزهای تلخ و شیرین گذشته را هم در ذهن خود به فریمانت می برند. در این زمان طالبان حسن و همسرش را به جرم هزاره بودن به قتل میرسانند و تنها پسری معصوم (سهراب) از آن‌ها به یادگار می ماند، پسری که در دستان طالبان اسیر می‌شود. امیر با شنیدن این داستان به خاطر جبران خیانتش نسبت به حسن تصمیم به نجات دادن ان پسر می‌گیرد و از امریکا دوباره به افغانستان برمی گردد و آنجا با حقیقتی درباره ی پدرش و حسن روبرو میشود…… این کتاب توسط انتشارات مجید با ترجمه رضا اسکندری نیز ترجمه و چاپ شده‌است.همچنین توسط انتشارات راه معاصر با ترجمه حمید رضا بلوچ نیز چاپ شده است.

جهت مشاهده و دانلود رمان به ادامه مطلب مراجعه فرمایید. (بیشتر…)

0 نظر

سلام خدمت تمامی مخاطبان سایت دانلود رمان مه تیک

<# REAL_FILENAME #>

اگر شما نویسنده رمان هستید و قصد انتشار رمان خود در سایت مه تیک را دارید یا رمانی برای پخش در سایت مه تیک در نظر دارید لطفا برای ما ارسال فرمایید.

و اگر قصد نویسندگی و ارسال مطلب به صورت همیشگی در مه تیک را دارید نیز با ما در ارتباط باشید.

از طریق بخش نظرات در همین مطلب با ما در ارتباط باشید.

MahTik.IR

0 نظر